ساعت 2 و 43 دیقس . من خابم نمیبره . همش دارم فکر و خیالای مسخره میکنم . یهو به ذهنم رسید بیام برا تو یکم حرف بزنم ، بلکه کمی سبک تر شه بار دلم . شین دو ساعت و نیمه که خابیده ، فک میکنم خیلی خسته بود . چون هیچوقت اینقد زود نمیخابید . من ناراحت شدم و دلم میخاست باهاش حرف بزنم ولی چیزی نگفتم . ( نامبرده بسیار صبور و دل رحم بود! )
کلوچه من خیلی دلم گرفته این روزا ، نمیدونم چراشو ، ینی میدونما ، به شین هم گفتم ، ولی هنوز خوب نشدم ، دلم داره میره برا روزایی که در پیشه ، برا وقتی تو بیای پیشمون ، دلم تنگه اصن !
یادته گفتم قرار بود 29 ام خاطره بسازیم ؟ 29 ام احتمالا کنسل میشه و خیییلی ناراحت شدم از این بابت :( #گریه #زاری دلم برا شین تنگه کلوچه ، دلم گرفته .
برچسب:
نویسنده: آریا باقری